ادامه تا 9 ماهگی
خلاصه داشتم می گفتم اولین عروسی که رفتی 2 ماهه بودی و عروسی دوست بابا بود این اولین عروسی بود که شما رفته بودی و اولین عروسی بود که ما می رفتیم و ناهار به جای شام سرو می شد . آخه داماد ترک بود و ترکا عادت دارن مراسم رو در طول روز می گیرن خیلی پسر خوبی بودی . دوماهه و نیمه که بودی توسط دکتر موذن ختنه شدی . با بابا و عمو امیر رفتیم ، عمو امیر حالش بد شد و دکتر بهش خرما داد بعد که به خونه آمدیم کلی گریه کردی عمه آزاده تو رو بغل کرده بود و تکونت می داد تا آرام بشی حدود 3 الی 4 ساعت خیلی بی تاب بودی ولی بعدش خوب شدی و تا صبح خوابیدی. جشن ختنه سورون و عقیقه کردنت رو با هم توی باغ صحت گرفتیم که خیلی خوش گذشت . هنوز خوب نشده بودی ک...
نویسنده :
فریده
9:36




